محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )

453

أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )

مرو : كه مرو شاه جان نيز خوانده شود . قصبه‌اى زيبا ، خوش ، دلگشا ، سبك ، با خوراكيهاى گوارا وپاكيزه مردم با خانه‌هاى خوش ساخت خود سربلندند ، در ظرافت ميان مردم دو كرانه جاى ويژه دارند ، پيرانشان بزرگوار وخردمندند . دو جامع دارد بىتير وبىسقف ، همه شب گروه‌هاى پاكدامن در آنها گرد آيند ، اندرز گران دانشمند پيرو بو حنيفه‌اند ، دانشجويان هر مدرسه مواجب دارند ، بازارهايش زيبايند صفهايشان در مسجد بالا از هر سو درهم پيچيده . خانهء مشهور پر طاقچه با إيوان صاحب دولت « 1 » در آنجا است . از گرمابه‌هاى مرو واز هريسه * ونان آن واز عقل مردم وسرسختى ايشان مپرس كه زبان‌زد است ! ولى از آب ودرآمد ومردانگى بپرس كه اندك هستند . از زيركى وجنجال ايشان دفترى پر كرده‌ام ، سخنانى درست ، روشن ، وظريف ، من از كساني نيستم كه از راه دانش فروشى نان بخورم ، بلكه من خواهان بهشتم ، وبه دعوت رفيقم تمايل دارم . مرو شهرستانى ثروتمند است ، مگر هنگامى كه از مردمش كاسته شود . جز چند منزل همه ويران شده است . ربضى در بيرون دارد كه يك سوم شهر مانند آثار باستانى ويرانه است ، خانه‌ها شكافته ، سقفها فرو ريخته . گناه مردم آشكار ، ماجراجوئى علني ، درآمد اندك ، تردستىهاى زيبا دارند نه سخاوت دارند [ ونه مردانگى ، زيرا كه خليفه را بيرون راندند ونه آب فراوان براي كشت ] ونه كوههائى پاكيزه گل آنجا چسب ندارد ، تابستانشان گرم وخشك است . دفتر خراج وپليس

--> ( 1 ) شايد خانهء أبو مسلم را خواسته باشد .